ماجراے من و تو،
ماجراے من و تو،
باورِ باورها نیست
ماجراییست که
در حافظهِ دنیا نیست
نه دروغیم
نه رویا نه
خیالیم نه
وَهم
ذاتِ عشقیم که در آینه ها پیدا نیست
تو گُمے درمن
و من درتو گُمم
باورکن
جز دراین شعر نشان
و اثرے ازما نیست
شب که آرام تر از پلک تو را میبندم
بادلم طاقت دیدارِ تو تا فردا نیست
من و تو
ساحل و دریاے هَمیم
اما نه!
ساحل
اینقدر که درفاصله با دریا نیست...
باورِ باورها نیست
ماجراییست که
در حافظهِ دنیا نیست
نه دروغیم
نه رویا نه
خیالیم نه
وَهم
ذاتِ عشقیم که در آینه ها پیدا نیست
تو گُمے درمن
و من درتو گُمم
باورکن
جز دراین شعر نشان
و اثرے ازما نیست
شب که آرام تر از پلک تو را میبندم
بادلم طاقت دیدارِ تو تا فردا نیست
من و تو
ساحل و دریاے هَمیم
اما نه!
ساحل
اینقدر که درفاصله با دریا نیست...
- ۶۴۲
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط