هعیییی
هعیییی
کجا رفتی رفیق عزیزم
P
یادته باهم دیگه میرفتیم بیرون ؟
یادته چقدر درد و دل میکردیم ؟
چرا بعد از ۵سال دوستی یه شبه اومدی گفتی بیا تمومش کنیم ؟
چرا وقتی ساعت ۱۰ شب تو پارکی که همیشه و هر روز باهم اونجا بودیم و بازی میکردیم و قدم میزدیم ، دردودل میکردیم و ....
منو دیدی بهم نگفتی که چرا این ساعت بیرونی ؟
چرا از بغلم بی تفاوت رد شدی ؟
البته البته قضیه ی پارک برای دو روز بعد از تموم کردن رفاقتمونه
ولی تو بهم گفتی که مجبوری
ولی من میدونستم که افسردگی خندان داری میدونستم که از طرف خانوادت طرد شدی
چرا بهم گفتی که تو اولویت زندگیمی ؟
چرا روز دختر رو بهم هنوز توی پیویم تبریک میگی چرا بهم پیام دادی مواظب خودت باش
حالا به نظرت کارم اشتباه بوده که ازت خواستم در حد ۱۰ ثانیه دقیقا داخل همون پارک ببینمت ؟
کارم اشتباه بود که اومدم و گردنبندی که بهم دادی رو پرت کردم جلوت و با همون روشی که باهم دیگه موقع خداحافظی کردن تعظیم میکردیم و میرفتیم انجام دادم البته چون اخرین خداحافظی مون بود .
چرا گفتی مجبوری چرا موقعی که ازت خداحافظی کردم یه قطره اشگ ریختی ؟
چرا گفتی مواظب خودم باشم و از کنارم رد شدی چرا از موقعی که من رفتم انقدددر رتبطت با دوستات بهتر شده من حسودی نمیکنم ولی از موقعی که با من اینکارو کردی این اتفاقات افتاد .
تو بخواطر افسردگیت موهات و پسرونه زدی و مثل پسرا گشتی ، اینکه کسی نمیتوانست تشخیص بده که تو پسری یا دختر خوشحال میشدی انگار بهش افتخار میکردی
چرا وقتی هوا سرد بود مثل پسرا تو پارک کت ت رو در آوردی و رو من انداختی ؟
چرا مثل دوست دخترت با من رفتار میکردی
تو دختری منم دخترم
چرا تبدیل شدی به رفیق فابم که همه درباره ات میدونن؟
چرا منو به خودت وابسته کردی و بعد ولم کردی ؟
چرا مثل یه بنده خدایی که ۱ سال تمام بازیچه بودم تا رازامو بفهمه. و بعد ولم کنه و همه جا جار بزنه ؟؟
مگه نگفتی تو از اون آدما نیستی ؟
ولی من بهت هنوز اعتماد دارم که رازهام رو به کسی نمیگی
چون خودت بهم گفتی که به کسی نمیگم دقیقا زمانی که بهم اون پیام رو دادی
میدونستی افسردگی داشتم ولی شدید نبود و چیز خاصی نبود ... با تو حالم بهتر بود
ولی از اون موقع افسردگی گرفتم میدونستی ؟
افسردگی دارم اره با رفتن تو حالم خیلی بدتر شده
درسته که تو هیچوقت قرار نیست این رو ببینی و بخونی ولی حداقل الان خالی شدم
درسته که من هیچوقت این حرف ها رو نمیزنم و جوری رفتار میکنم که انگار برام اهمیت نداری ولی اینو بدون که داری
حتی اگرم بیای عذر خواهی کنی نمیبخشمت چون وقتی تو یه شیشه رو بشکنی به نظرت با ببخشید تیکه های بهم میچسبن ؟
به نظرت حتی اگرم چسب بهش بزنی اون مثل قبل میشه ؟
کجا رفتی رفیق عزیزم
P
یادته باهم دیگه میرفتیم بیرون ؟
یادته چقدر درد و دل میکردیم ؟
چرا بعد از ۵سال دوستی یه شبه اومدی گفتی بیا تمومش کنیم ؟
چرا وقتی ساعت ۱۰ شب تو پارکی که همیشه و هر روز باهم اونجا بودیم و بازی میکردیم و قدم میزدیم ، دردودل میکردیم و ....
منو دیدی بهم نگفتی که چرا این ساعت بیرونی ؟
چرا از بغلم بی تفاوت رد شدی ؟
البته البته قضیه ی پارک برای دو روز بعد از تموم کردن رفاقتمونه
ولی تو بهم گفتی که مجبوری
ولی من میدونستم که افسردگی خندان داری میدونستم که از طرف خانوادت طرد شدی
چرا بهم گفتی که تو اولویت زندگیمی ؟
چرا روز دختر رو بهم هنوز توی پیویم تبریک میگی چرا بهم پیام دادی مواظب خودت باش
حالا به نظرت کارم اشتباه بوده که ازت خواستم در حد ۱۰ ثانیه دقیقا داخل همون پارک ببینمت ؟
کارم اشتباه بود که اومدم و گردنبندی که بهم دادی رو پرت کردم جلوت و با همون روشی که باهم دیگه موقع خداحافظی کردن تعظیم میکردیم و میرفتیم انجام دادم البته چون اخرین خداحافظی مون بود .
چرا گفتی مجبوری چرا موقعی که ازت خداحافظی کردم یه قطره اشگ ریختی ؟
چرا گفتی مواظب خودم باشم و از کنارم رد شدی چرا از موقعی که من رفتم انقدددر رتبطت با دوستات بهتر شده من حسودی نمیکنم ولی از موقعی که با من اینکارو کردی این اتفاقات افتاد .
تو بخواطر افسردگیت موهات و پسرونه زدی و مثل پسرا گشتی ، اینکه کسی نمیتوانست تشخیص بده که تو پسری یا دختر خوشحال میشدی انگار بهش افتخار میکردی
چرا وقتی هوا سرد بود مثل پسرا تو پارک کت ت رو در آوردی و رو من انداختی ؟
چرا مثل دوست دخترت با من رفتار میکردی
تو دختری منم دخترم
چرا تبدیل شدی به رفیق فابم که همه درباره ات میدونن؟
چرا منو به خودت وابسته کردی و بعد ولم کردی ؟
چرا مثل یه بنده خدایی که ۱ سال تمام بازیچه بودم تا رازامو بفهمه. و بعد ولم کنه و همه جا جار بزنه ؟؟
مگه نگفتی تو از اون آدما نیستی ؟
ولی من بهت هنوز اعتماد دارم که رازهام رو به کسی نمیگی
چون خودت بهم گفتی که به کسی نمیگم دقیقا زمانی که بهم اون پیام رو دادی
میدونستی افسردگی داشتم ولی شدید نبود و چیز خاصی نبود ... با تو حالم بهتر بود
ولی از اون موقع افسردگی گرفتم میدونستی ؟
افسردگی دارم اره با رفتن تو حالم خیلی بدتر شده
درسته که تو هیچوقت قرار نیست این رو ببینی و بخونی ولی حداقل الان خالی شدم
درسته که من هیچوقت این حرف ها رو نمیزنم و جوری رفتار میکنم که انگار برام اهمیت نداری ولی اینو بدون که داری
حتی اگرم بیای عذر خواهی کنی نمیبخشمت چون وقتی تو یه شیشه رو بشکنی به نظرت با ببخشید تیکه های بهم میچسبن ؟
به نظرت حتی اگرم چسب بهش بزنی اون مثل قبل میشه ؟
- ۲۱۶
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط