{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صحبت من با دیوار تمامی نداشت ، حیف که نفس میکشید ، وگرنه

صحبت من با دیوار تمامی نداشت ، حیف که نفس میکشید ، وگرنه پتک سنگی را بر سرش فرود می آوردم تا جان دهد ‌‌‌....

Malkum X
دیدگاه ها (۲)

دست و پایم را بست و قصد داشت به من تجاوز کند ، لعنت به این س...

زندگی به من چیزی نیاموخت فقط وقتی چشم بستم ، که همه چیز تمام...

برای ترساندن ، داد زدن کافی نیست....Malkum X

خاموش باش و لبخند بزن ، از حماقت آدمها....Malkum X

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط