{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو

#سناریو
#استری_کیدز
موضوع: وقتی خوابن و تو روشون یه لیوان آب میریزی!(به عنوان عضو نهم)
بنگ‌چان :
قبل از اینکه آب کاملاً به صورتش برسه، چشماش رو باز می‌کنه ولی خوب کل آب روش خالی کردی.😂
با یه نگاهِ خیلی پدرانه و در عین حال ترسناک بهت خیره می‌شه.
«... واقعاً؟ این کارِ تو بود؟ الان ساعت ۴ صبحه و من فقط ۲ ساعت خوابیدم. برو تو اتاقت تا من نیومدم به اون روتینِ شبانه‌ت برسم.»
بعد دوباره برمی‌گرده می‌خوابه، انگار نه انگار که خیسه

لینو :
اصلاً تکون نمی‌خوره. فقط با صدای خیلی آروم و سرد می‌گه:
«خوب گوش کن... اگه تا ۳ ثانیه دیگه از این اتاق نری بیرون، دفعه بعدی که چشمات رو باز کنی، خودت رو وسط یه سطل آبِ یخ می‌بینی. ۱... ۲...»
هنوز ۲ تموم نشده، تو دیگه توی سالن خونه‌ای و داری می‌لرزری

چانگبین :
با یه حرکتِ سریع بلند می‌شه و فریاد می‌زنه:
«حمله! کی بود؟ کجا؟ کی به گروه ما نفوذ کرده؟»
وقتی می‌بینه فقط تویی که یه لیوان خالی دستته چهره اش پوکر میشه
«... خیلی بی‌مزه‌ای! داشتم خوابِ اینکه دارم یه وزنه سنگین بلند میکنم می‌دیدم. حالا باید برم دوش بگیرم، لباسام چسبیده بهم ، تلافیش سرت درمیارم فقط صبر کن»

هیونجین :
میشه گفت دو متر قشنگ می‌پره هوا و شروع می‌کنه به جیغ زدن:
«جییییییغ! خداااا! سیل اومدههه سقف ریختههه خونه داره غرق می‌شهههه»
بعد از اینکه می‌فهمه قضیه چیه، با موهای خیس و قیافه درهم رفته نگاهت میکنه
«می‌دونی برای خشک کردنِ این موها چقدر زمان می‌بره؟ تو الان بدترین دشمنِ زندگیِ منی.»

هان :
*از خواب می‌پره، فکر می‌کنه هنوز داره روی استیج داره کنسرت می‌ده.*
«آب... آبِ صحنه...؟ هیونگ، من این ایده که وسط کنسرت خیس بشم اصلا دوست ندارم»
بعد چند لحظه گیج می‌زنه، به اطراف نگاه می‌کنه و دوباره ولو می‌شه روی تخت و با دیدن تو آهی می‌کشه از این کرم ریزی هات
«بی‌خیال بیا مثبت فکر کنیم... حداقل الان دیگه خواب نیستم.»

فلیکس :
چشماش رو نیمه‌باز می‌کنه، با صدای خیلی بم و خواب‌آلودش می‌گه:
«آخ... سرد بود...»
بعد یه لبخندِ خیلی مظلومانه می‌زنه جوری که یک حس عذاب وجدانی میگیری در حالی که اون چشماش رو می‌بنده
«فکر کنم این بارونِ تویِ خوابم بود. ممنون که باعث شدی خوابِ بهتری ببینم... حالا برو بیرون، لینو هیونگ داره میاد که انتقام منو بگیره.»

سونگمین:
سریع چشماش رو باز می‌کنه، گوشیش رو برمی‌داره و دوربین رو می‌گیره سمتت
«این کار شیطانی که مردی داره ضبط میشه ، این مدرک برای دادگاهِ خانوادگی کافیه. تا ۵ دقیقه دیگه کلِ اعضا می‌فهمن چیکار کردی»
بعد خیلی خونسرد پتو رو می‌کشه روی سرش و دوباره می‌خوابه، در حالی که می‌دونی داره نقشه انتقامِ وحشتناکی می‌کشه
جونگین:
به جای عصبانیت، فقط با دهنِ باز و قیافه خیلی مظلوم بهت نگاه می‌کنه.
«واقعاً؟ من داشتم خوابِ نودل می‌دیدم! چرا این کار رو کردی؟ حالا چطوری دوباره بخوابم؟»
بعد با حالتِ قهر، بالشش رو برمی‌داره و می‌ره توی اتاقِ چانگبین پناه می‌گیره تا امنیتش حفظ بشه
______________
دیدگاه ها (۰)

#سناریو وقتی بازوشو گاز میگیریمنامجون: اول خشکش می‌زنه و با ...

سناریو موضوع : وقتی که قهر میکنید . *****نامجون:** نشسته رو ...

سناریو از شخصیت های انیمه جوجوتسو کایسن_ درخواستی

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

رمان یک نیمکت فاصله

#سناریو #اد__𝑱𝒆𝒏𝒏𝒊𝒆 🍙🖤وقتی تو خواب نفسمون بالا نمیاد و اونا ...

#سناریو_استری_کیدزوقتی با کل پول‌هاشون خرید کردی و با کلی کی...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

🎤✨نامجون: نگاهت می‌کنه، لبخند می‌زنه و آروم سرشو تکون می‌ده؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط