{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم
بنشین که من با هر نظر با چشم دل با چشم سر
هر لحظه خود را مست تر از روی زیبایت کنم
بنشینم و بنشانمت آنسان که خواهم خوانمت
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم
بوسم تو را با هر نفس ای بخت دور از دسترس
ور بانگ برداری که بس غمگین تماشایت کنم
تا کهکشان تا بی نشان بازو به بازویت دهم
با همزمانی همدلی جان را هم آوایت کنم
عشق رویاهای من ، خورشید دنیاهای من
امید فرداهای من ، تا کی تمنایت کنم ؟
دیدگاه ها (۲)

رسمی نباش پیش من ... اینجا اداره نیستقلبم سند به نام تو خورد...

دلم قدم زدن می خواهد؛با یک چتر زیر باران.تو هزار بار بگویی"د...

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرددر نبرد با رقیب از من هوادا...

لحظه ای از عشق خواندی ، جان من بیمار شدشور عشقت را گرفتم ، ن...

عاشقانه های شبنم بیاد خان بابا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط