ای خــاک کــف پای تو بـر فــرق شــهان تــاج

ای خــاک کــف پای تو بـر فــرق شــهان تــاج

ایـجـاد جـهـان امــده بـر جــود تو مـحـتــاج

از وصف سخای تو همین بس بود ای دوست

کـامـد سـر خـوان تـو نبـی در شب مـعراج

ایـمــن بــود از تــیر حـوادث بــه هــمه عـــمر

پـیـکان غـم عـشـق تـرا هـر کـه شد اماج

مـن روی تو نـادیـده نـدانـم کـه چه سان بـرد

هســتی مـرا نـام نـکـــوی تــو بــه تــاراج

خـــوش ان کـه ببـازد به قـمـاره ره عشــقـت

دین و دل و عقل و خرد و هوش چو لیلاج

کــردم نــظـر انــدر هــمـه ایــجـاد و نــدیــدم

ان را کــه بــود غـیر ره وصـل تـو مــنـهـاج

بـنـمـایی اگــر جـانـب «سرمست» نگـاهـی

مـنـصـور شـود در ره وصـل تــو چـو حـلاج
دیدگاه ها (۱)

هر که در راه عشق صادق نیستمطلع بر چنین دقایق نیستآدمی برگرفت...

‌‌خوش می‌روی به تنها تن‌ها فدای جانتمدهوش می‌گذاری یاران مهر...

سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد به دست مرحمت یارم در ام...

گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود

گفتمش سیر ببینم مگر از دل برودوان چنان پای گرفتست که مشکل بر...

مجنون تو کوه را ز صحرا نشناختدیوانه‌ی عشق تو سر از پا نشناخت...

شعر بسیار زیبا از حاج فیاض حسنلو حتما بخونیدزِ جور و کینه و...

۱۳سایه رحمتبر در میکده روزی چو گذرم افتدچشم آلوده من بر رخ ی...

توران صمدانی

روز تـــاریخی عــاشورا گــذشتسـرگذشت عشـق بود ، اما گذشت مـی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط