{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چه بلایی سرمان آمده

نمی دانم چه بلایی سرمان آمده
یک روز می خواهیم مثل آدم زندگی کنیم
فردایش پشت پا می زنیم به همان هایی که می خواستیم
یک روز احساسمان فوران می کند
فردایش مثل سگ پاچه می گیریم
روزهایمان تمام شد و
#روزگارمان خراب
جوانی که تمام شود،باقی اش می شود گذران عمر
#تمام شد
#حرام شد
همه شان،همه همان لحظه های ناب
#راستی!!!
تقصیر که بود؟
#نگو که امان از روزگار خراب
#نگو که فغان از بخت سیاه
اصلا چه به روزگار!
چه به بخت سیاه!
بگذریم از اینها
دیگر خودمان را گول نزنیم
بی فایده است
از آغاز غلط بود
هیچ چیز سر جایش نبود
نه عقل بود و
نه همان احساس لعنتی.....
حالا دیگر برای این حرفها کمی دیر است
#تمام شد،
#تمام...
همه سالهای بد
تمام روزهای خوش
به همین زودی، با همین سادگی
حالا تو مانده ای و یک شروع دوباره
من مانده ام و مشتی خاطره
با راهی که رسیده ام به پایانش
روزگارت خوش باد
با نفرینی که مرا کردی
#با-حلالی
که نکردی ام...
#تمام نقطه ته خط
دیدگاه ها (۲)

قشنگ ترین متن مردونه ای بود که خوندم : از حموم نمره در اومدی...

گفتند #پدرت را در یک جمله توصیف کن. هر...

عاشق این دستگاه پزشکی ام:ــــــــــ۸ــــ۸ـــــــــــــــ۸ـــ...

بی هـوا در هـوایت.... بـی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط