امید را از نجاری آموختم که

، امید را از نجاری آموختم که 
مغازه اش آتش گرفت و زغـــال فروشی باز کرد...!!!
.
.




البته مواد هم میفروخت
همسایه ها لوش دادن

//محض خنده//
دیدگاه ها (۱۳)

نداریم.......

#تلوس....

گفتم غم تو دارمچیزی نگفت و بگذشتحافظ خوشا به حالتیارم گذشت و...

برای خندیدن و خنداندن هیچ گاه منت نگذارید چون خنده تنها دلیل...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۳۸

پارت دوم فیک بازگشت اخر

معامله ای برای صلح پارت ۳۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط