{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میروم خسته و افسـرده و زار

میروم خسته و افسـرده و زار
سـوی منزلگــه ویرانه خویش

به خـدا می برم از شهـــر شما
#دل شوریــده و دیوانــه خویش


می برم تا که در ان نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گنـاه

شستشویش دهم از لکه #عشــق
زین همـــه خواهش بیجا وتباه

می برم تا زتو دورش ســـازم
زتو ،ای جلــــوه امید محــــال

می برم زنـــده بگورش سازم
تا از این پس نکنــد یاد وصال

ناله می لرزد،می رقصد اشک
آه ، بگــــذار که بگریزم مـــن

از تو ، ای چشمه جوشان گناه
شایـد آن به کـه بپرهیـــزم من

بخـــدا غنچـــــه شـــادی بودم
دست #عشق آمد و از شاخـم چید

شعلــه آه شدم ، صــد افسوس
که لبــم باز بر آن لب نرسیـــد

عاقبت بنــد سفـــر پایـــم بست
میروم خنده به لب خونین #دل

می روم از #دل من دست بردار
ای امیـــــد عبث بی حاصــــل...
دیدگاه ها (۱)

تنهایی کافه رفتن را یاد بگیرتنهایی مهمانی رفتن راتنهایی سفر ...

گاهی با خودم فکر میکنم چه شبهای طولانی دیگری در پیش دارم...خ...

عادتهائی که معجزه میکند:با ملایمت = سخن بگوئید،عــمــیـــق =...

" هیچگاه " فراموش نکنیم که ،هیچکس بر دیگری برتری ندارد ...!م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط