{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای نوشیدی و من آهسته میگفتم به خود

چای نوشیدی و من آهسته می‌گفتم به خود
چای هم طعمِ لبش را با همه‌ تلخی چشید..


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عکسنوشته
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

خدا رحمت کند من را در آن روزی که رو در روبه چشمانت شوم خیره،...

یه حیاط خونه قدیمی؛ با یه آفتابی که افتاده رو دیوار خونه زیر...

نمی داند دلِ تنها میانِ جمع هم تنهاستمرا افکنده در تُنگی که ...

یارب، غمِ بی‌رحمیِ جانان به که گویم؟جانم غمِ او سوخت، غمِ جا...

برف باریده به این شهر، کجایی بی من؟کاش سردت نَشَود! دل نگران...

شده آیا که نفهمی که چه مرگت شده است؟من دقیقا به همین درد دچا...

قسمتِ غمگینِ ماجرا اینجاست؛گل هایی که به مواظبتِ بیشتری نیاز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط