{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه ی من و یار از ابتدا غمگین بود

قصه ی من و یار از ابتدا غمگین بود
منی که بودم و یکی که نبود...
دیدگاه ها (۲)

عصر می شود بدون تو، می گذرد بدون لحظه هایی کهباید باشی و نیس...

ای کاشیکی بیایدکه وقت رفتننرود!!

بزرگ شدیم و فهمیــدیم....هیـچ زخمی با بزرگ شدن خــوب نمیشه.....

به "اجابت شدن" دعاهای‌ما و به محوشدنِ غصه‌ها «دل من روشن است...

یه روزعالی درکنارعزیزان با شیرین ترین میوه بهشتی

دیشب به خدا خمار بودم، سرگرم دو چشم یار بودم... ✨🥀🍷🌙‌عبد الر...

تو؛تمنای منُیار منُو جان منیپس بمانتا کـهنمانمبـه تمناى‌ کسى...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط