{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه ی من و یار از ابتدا غمگین بود

قصه ی من و یار از ابتدا غمگین بود
منی که بودم و یکی که نبود...
دیدگاه ها (۲)

عصر می شود بدون تو، می گذرد بدون لحظه هایی کهباید باشی و نیس...

ای کاشیکی بیایدکه وقت رفتننرود!!

بزرگ شدیم و فهمیــدیم....هیـچ زخمی با بزرگ شدن خــوب نمیشه.....

به "اجابت شدن" دعاهای‌ما و به محوشدنِ غصه‌ها «دل من روشن است...

و قصه ما از همان ابتدا مشخص بود؛ همانجا که گفتند: یکی بود، ی...

یار و دیدن یار مال قصه هاست! سریال: کیمیای روح

㋛︎اینکه بعدش میفهمی هممون مثل ی قصه غمگین فراموش میشیم ی چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط