{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- گفتم . .

- گفتم . .
اگر پنجره را باز کنم شاید او
را ببینم که در کوچه ایستاده و
سرش را بالا گرفته است!
چهار بار رفتم دم پنجره ؛
اما هرگز او را ندیدم . .
عباس‌معروفی
دیدگاه ها (۰)

دیروز رفته بودم یه مجموعه رستوران و يه آقای رندوم گفت سوييچ‌...

هیماری و مویچیرو

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت ۱۵ساعت ۷ و ۱۲ عصر_یونگی:اصلا میل نداشتم برم به مهمونی ج...

شاید هیچ‌وقت نگفتم، ولی خیلی وقتا حس کردم کافی نیستم. حس کرد...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

ارباب خشن من ۲۰

لبخند قاتلپارت²⁰ویو جونگ‌کوکنگاهم از روی ماشین مشکی برداشته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط