{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شادروان دکتر حسابی

شادروان دکتر حسابی

یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟
روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم : اما این کتاب خیلی با ارزش است، تشکر کردم و در حالیکه خیلی ذوق داشتم تصمیم گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم، چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، نگاهی به آن انداختم و بنظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست و موقتا میتوانی آن را داشته باشی، من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم، در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت : حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به چیست؟ در عشق میکوشی تا تمام محبت و احساست را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش میکنی
...
برگرفته از کتاب خاطرات مهندس ایرج حسابی
شیرین ترین توت ها ، پای درخت میریزد در حالی که ما برای چیدن توت های کال ، چشم به بالا ترین شاخه ها دوخته ایم...

"این است حکایت ندیدن بهترین ها"
دیدگاه ها (۶)

خیلی خوبه بخونید!!!نگاه همه به پرده سینما بود.(جشنواره فیلم ...

همسر پادشاه, دیوانه ای را دید ، که با کودکان بازی می کرد و ب...

# عشق‌یاهوس پارت ۱ ویو کوک سلام من جونگ‌کوکم یه پسر امگا که ...

ویو راوی = یونا که خواهر هانا است یه دختر هر.زه است که با هم...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط