{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Protector

P4
سعی کردی خودتو بیخیال و عصبانی نشون بدی و نگاهی به جیسونگ کردی که دیدی ذره ای احساس داخل صورتش نیست
@ سنگين باش دختر،ایشون هان جیسونگ،بادیگارد تو از این به بعد،میخوام با این اقا تا کنی،سعی کن مثل قبلیا نشه،آقای هان خیلی شخص محترمیه،نمیخوان کوچکترین بی احترامی بهش بکنی ا/ت...
هم بدت میومد که همیشه بابات برات یه به پا گذاشته،ولی از یه طرفی هم بدت نمیومد همچین دکی کیوتی بادیگاردت باشه
چشماتو تو حدقه چرخوندی و با بی میلی که ظاهری بود گفتی:باشه فقط زیاد توی کارام دخالت نکنه و کار خودشو بکنه
@ ا/تت!
- ایشش باشه بابا باشه ،میرم بگیرم بخوابم،مزاحمم نشی دکی قلابی!
با بی احساس ترین صورت بهت زل زد که راهتو گرفتی و رفتی سمت پله ها که متوجه شدی اونم داره سمتت میاد
- تو کجا؟
+ببخشید خانم ولی آقا به من گفتن تا دم در اتاقتون دنبالتون بیام
- مرتیکه منحرف میخوای بیای تو اتاقم که چی؟
+ من کی گفتم قراره بیام تو اتاق،قراره کنار اتاقتون وایسم تا هر موقع کاری داشتید یا چیزی نیاز داشتید کمکتون کنم
خجالت زده از فکری که کردی،ولی با کمال پرویی رفتی سمت اتاقت ،سریع به بریتنی زنگ زدیو قضیه رو براش گفتی
$ ایسگام کردی ا/ت؟مگه یارو دکتر نبود؟مطمئنی از هوس یام یام کردن لپای اون آقاهه توهمی نشدی؟
- بریتنییی چه توهمی میگم یارو اسمش هان جیسونگه،هان جیسونگ دقیقا همون شخصی که اومد پامو پانسمان کرد
$ عجیبه،اینم شانس توعه دیگه،منِ سَگَم که اصن هیچی به هیچی،انگار خدا یکی زده تو دهنم گفت شانس زیادیته میبرمش برا ا/ت (دقیقا شانس منه دوستای عنم تا میتونن کراشاشونو میبینن و دید میزنن اونوقت منِ شلغم😭)
- نترس بابا حالا باهاش رفیق میشم شماره رفیقشو میگیرم برات،ببین من باید برم بابام الان شاکی میشه میگه چرا انقدر با تلفن حرف میزنی،بعدا خودم میگیرمت،فعلااا
$ اوکی باییی
با زانوی گچ گرفته و شکستت تا دم در رفتی،خواستی از پله ها پایین بری که جیسونگ خواست کمکت کنه
+بزارید کمکتون کنم خانم
- لازم نکرده،ایش گمشو دست به منم نزن،من یه دختر خودساخته‌ام خودم میتونم تنهایی برم پایین
با یه صورت سوالی نگاهت کرد،بعد دستتو ول کرد و  رفت عقب
+هر طور مایلید خانم
هرکاری میکردی نمیتونستی بدون کمک بری پایین،عصات هم همون پایین مونده بود و الان هیچ کمکی نداشتی برای پایین رفتن
به جیسونگ نگاه کردی که دیدی با یه پوزخند خیلی محو طوری داره نگاهت می‌کنه که نشانه پیروزی خودش بود
زیر لب گفتی:لعنت بهت هان جیسونگ
+چیزی گفتید خانم؟
- گفتم بیا کمک کن،نمیتونم برم پایین
اومد و زیر شونه هاتو گرفت و گذاشت دور گردنش تا بتونی وزنتو روی اون بزاری
هنوز هم درد بدی توی قسمت زانوت داشتی که باعث شد چهرت در هم بره
دیدگاه ها (۴)

Protector

Protector

Protector

Protector

عضو هشتم بی تی اس

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

love in the dark②②اشک تو چشمانم جمع شدیعنی چی؟ میخواد از من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط