در زندانی افتاده ام که نه حق زنده بودن دارم و نه حق مردن

در زندانی افتاده ام که نه حق زنده بودن دارم و نه حق مردن نه میتوانم بخوابم نه بیدارم
و کی تمام میشود زندانی شدن در چشم تو
دیدگاه ها (۳)

ب سلامتی پسراییکه باذغال واسه خودشون ریش میذاشتن تاشبیه بابا...

ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ ﮔﻞﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ ...

نارنجی پوش خلاصه داستان: عکاس و روزنامه‌نگاری که به خاطر عشق...

عید سعید فطر مبارک باد

اگه به من باشه خودت می دونی، زندگی بی تورو نمی پذیرم، من برا...

تو اون سالها ۳بار ایران سقوط کردقحطی جنگ جهانی شدو میلیونها ...

پرسید چه شده؟ گفتم این روزها از همه چیز خسته‌امگفت باید صبر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط