حکایت از زبان ناصرالدین شاه نقل است که ما را به قصد شکا

#حکایت از زبان ناصرالدین شاه نقل است که؛ ما را به قصد شکار آهو به دشت قزوین بردند و من در شش زرعی به شکار شلیک کردم. من به چشم خود دیدم که تیرم به خطا رفت!
ولی اطرافیان به شدت هر چه تمامتر،هورا و هیاهو و سر و صدا راه انداختند...!
که دست خوش اعلیحضرتا ،
تیرت به هدف خورد!
و من در حالیکه به فکر فرو رفته بودم
به ملازمینم گفتم ؛
آینده این ملک و مملکت تنگ و تاریک است!
زیرا که "پاچه خاری" ریشه این سرزمین را خواهد سوزاند!
جالب اینکه اینان پی به مقصودم نبردند و چند باره شروع کردند به تشویقم و هورا کشیدن #فردوس_برین
دیدگاه ها (۵)

🙈🙊 #عکس_نوشته #عاشقانه

و باز هم #نوستالژی خونه مادربزرگ که بیشتر جمعه ها به خونه شو...

‏ملانصرالدین را گفتندفلان کس فتوای جهاد دادهنمی‌آیی؟؟ملا گفت...

افسوس که نان پخته، خامان دارند،اسباب تمام، ناتمامان دارند، آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط