{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زبان حر به اباعبدالله

از زبان حر به اباعبدالله

سوارِ گمشده را از میان راه گرفتی
چه ساده صید خودت را به یک نگاه گرفتی

شبیه کشتی نوحی، نه! مهربان تر از اویی
که حرِّ بد شده را هم تو در پناه گرفتی

چنان به سینه فشردی مرا که جز تو اگر بود
حسین فاطمه! می‌گفتم اشتباه گرفتی

من آمدم که تو را با سپاه و تیر بگیرم
مرا به تیر نگاهی تو بی سپاه گرفتی

بگو چرا نشوم آب که دست یخ‌زده‌ام را
دویدی و نرسیده به خیمه‌گاه گرفتی

چنان تبسم گرمی نشانده‌ای به لبانت
که از دل نگرانم مجال آه گرفتی

رسید زخم سرم تا به دستمال سفیدت
تو شرم را هم از این صورت سیاه گرفتی
دیدگاه ها (۱)

حسین‌جانمسوارِ گمشده را از میان راه گرفتیچه ساده صید خودت ر...

خودِامام حسین هدایتش کنه ان شاءالله🤲حسین‌جانمسوارِ گمشده را...

چنان غریبه نشستی، که مانده ام چه بگویم دوباره دست من است و گ...

چنان غریبه نشستی, که مانده ام چه بگویم دوباره دست من است و گ...

دلم گرم خداوندیست ... چه زیبا عاشقی را دوست می دارمدلم گرم ا...

دلم گرم خداوندیست ... چه زیبا عاشقی را دوست می دارمدلم گرم ا...

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

نزدیک غروب آفتاب بود ،،سر به زیر و خجالت زده قدم برمیداشتبغض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط