من : عهههه علیرضا چرا اینجوری کردی
من : عهههه علیرضا چرا اینجوری کردی
حامی: خدا لعنتت کنه چرا اینجوری میکنی
علیرضا:خب بی جنبه این دیگه🤨 شوخی بود
حامی: اخه روانی این شوخیه؟😐
من: حالا ولش کنین بیاین بریم ادامه دور زدنمون🥲
علیرضا: عااا میخواین ازدواج کنین؟
حامی: ارهههههه😊🤗
من:🥲🙃 اوم
و رفتیم همه کارامونو کردیم تو راه برگشت بودیم که یهویی پناه زنگ زد
جوابشو ندادم که یهو حامی گفت: عه نادیا اون ابجیت نیست؟
من: واااای اومده ایران؟؟😶😶😶😶
برو برو راه بیوفت
(گازو گرفتیم رفتیم)
پناه هم تخته گاز دنبالمون بود
علیرضا: بچه ها بیاین یه کاری کنیم
نادیا رو بیار خونه ما
حامی: پناه دنبالمونه
علیرضا: برو برو تو کوچههه هااااا
حامی: خبببببب
(و رفتیم تو کوچه ها و گممون کرد )
من رفتم خونه علیرضا و پریا
پریا نامزد علیرضا بود
حامی هم رفت تو خیابون دنبال پناه
من: ببخشید که مزاحم شدم 🥲
علیرضا: نه بابا خودمون این پیشنهادو دادم بهتون🤍✨
که یهو حامی به علیرضا زنگ زد
و علیرضا داد زد گفت : چیییییی الان تو کجایی حامی حالت خوبه؟
حامی: خدا لعنتت کنه چرا اینجوری میکنی
علیرضا:خب بی جنبه این دیگه🤨 شوخی بود
حامی: اخه روانی این شوخیه؟😐
من: حالا ولش کنین بیاین بریم ادامه دور زدنمون🥲
علیرضا: عااا میخواین ازدواج کنین؟
حامی: ارهههههه😊🤗
من:🥲🙃 اوم
و رفتیم همه کارامونو کردیم تو راه برگشت بودیم که یهویی پناه زنگ زد
جوابشو ندادم که یهو حامی گفت: عه نادیا اون ابجیت نیست؟
من: واااای اومده ایران؟؟😶😶😶😶
برو برو راه بیوفت
(گازو گرفتیم رفتیم)
پناه هم تخته گاز دنبالمون بود
علیرضا: بچه ها بیاین یه کاری کنیم
نادیا رو بیار خونه ما
حامی: پناه دنبالمونه
علیرضا: برو برو تو کوچههه هااااا
حامی: خبببببب
(و رفتیم تو کوچه ها و گممون کرد )
من رفتم خونه علیرضا و پریا
پریا نامزد علیرضا بود
حامی هم رفت تو خیابون دنبال پناه
من: ببخشید که مزاحم شدم 🥲
علیرضا: نه بابا خودمون این پیشنهادو دادم بهتون🤍✨
که یهو حامی به علیرضا زنگ زد
و علیرضا داد زد گفت : چیییییی الان تو کجایی حامی حالت خوبه؟
- ۲.۹k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط