مرا باور کن
مرا باور کن
پارت34
تیاء
از پشت بغلم کرد تا نیوفتم برگشتم عقب و به دانیال نگاه کردم فاصلمون چند سانت بود من به چشماش خیره بودم و اونم به چشمام دلم محکم خودشو می کوبید به دیواره ی سینم
نمی دونم این چه حسیه ولی احساس میکنم تب دارم و دارم میسوزم سرمو پایین گرفتم ولی دانیال هنوز به من خیره بود
چکار کنم
یواش با دستم آستینه پیرهن دانیال رو تکون دادم تا دیگه به من نگاه نکنه
- میشه..... میشه بریم
دانیال فقط سرشو توکون داد یعنی بله
**************
ریاء
- تیاء چرا به من نگفتی هاا
تیاء- م...من ترسیدم به تو بگم
- غیر از تو کی میدونه؟
تیاء--من، نرگس خاتون، ارباب، آرسانو دانیال
- چچیی؟ دانیال از کجا دونست؟
تیاء- دانیال به من گفت خوده آرمان بهش گفته و انگار باهم دعوا کردن ولی بعدا دوباره دوست شدن وقتی دانیال دونست که آرمان واقعا سماء رو دوست داشت
- تو این حادثه من کجا بودم
تیاء- منم نبودم ولی امروز دانیال به من گفت
- اهااا. میگم اینجا دریایی یا رود خانه ایی نیس از بس که تو این عمارت موندم پوسیدم
تیاء- اینجا یه رودخونه ای هس اگه می خوای فردا میریم
- صد در صد من فردا میرم ولی..... میشه توش شنا کرد
تیاء--یعنی تو می خوای شنا کنی؟
سرمو تکون دادم یعنی آره
تیاء- اونجا یه رود خونه ی کوچکی هس میتونیم توش آب بازی کنیم
- هورااااا
و یه بوس واسه تیاء فرستادم
............. ادامه دارد....
پارت34
تیاء
از پشت بغلم کرد تا نیوفتم برگشتم عقب و به دانیال نگاه کردم فاصلمون چند سانت بود من به چشماش خیره بودم و اونم به چشمام دلم محکم خودشو می کوبید به دیواره ی سینم
نمی دونم این چه حسیه ولی احساس میکنم تب دارم و دارم میسوزم سرمو پایین گرفتم ولی دانیال هنوز به من خیره بود
چکار کنم
یواش با دستم آستینه پیرهن دانیال رو تکون دادم تا دیگه به من نگاه نکنه
- میشه..... میشه بریم
دانیال فقط سرشو توکون داد یعنی بله
**************
ریاء
- تیاء چرا به من نگفتی هاا
تیاء- م...من ترسیدم به تو بگم
- غیر از تو کی میدونه؟
تیاء--من، نرگس خاتون، ارباب، آرسانو دانیال
- چچیی؟ دانیال از کجا دونست؟
تیاء- دانیال به من گفت خوده آرمان بهش گفته و انگار باهم دعوا کردن ولی بعدا دوباره دوست شدن وقتی دانیال دونست که آرمان واقعا سماء رو دوست داشت
- تو این حادثه من کجا بودم
تیاء- منم نبودم ولی امروز دانیال به من گفت
- اهااا. میگم اینجا دریایی یا رود خانه ایی نیس از بس که تو این عمارت موندم پوسیدم
تیاء- اینجا یه رودخونه ای هس اگه می خوای فردا میریم
- صد در صد من فردا میرم ولی..... میشه توش شنا کرد
تیاء--یعنی تو می خوای شنا کنی؟
سرمو تکون دادم یعنی آره
تیاء- اونجا یه رود خونه ی کوچکی هس میتونیم توش آب بازی کنیم
- هورااااا
و یه بوس واسه تیاء فرستادم
............. ادامه دارد....
- ۳.۵k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط