{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک سرنوشت تو و گذشته من پارت

فیک ( سرنوشت تو و گذشته من) پارت ۵
+-+-++-+-++-+-+-+--+-+----+-+--+--------+-+---++++-+--+-++-
( کوک با تمام وجود فرار می‌کرد اما کم کم داشت نفس کم میآورد و رو زمین افتاد و به آسمان خیره شد همانطور که قفسه سینه اش بالا پایین می‌شد یهو تهیونگ بالای سرش احضار شد)
کوک: ....ل.. لطفاً ولم کن...( نفس نفس زنان) ...
تهیونگ: تو باختی کیشو مات... عزیزم حالا طبق شرط گردنبند رو نمیدم و خودت هم ماله منی به عنوان غذا فردا شب یکی میاد دنبالت بهتر کسی از این موضوع خبردار نشه بیب
کوک: من..هیجا نمیام..
تهیونگ: اونوقت مرگ اون پسر رو خودت میبینی ( منظورش جیمین هس) ...هه
کوک: ......لعنت
+--+-+-+-+-+-+-+--+---+--+-+-+-++-+-+--+-+-+--( خونه جین و نامی)
نامی: غلطططططط کردمممممم از قصددددد نبودددد اخخخ ( با خوردن ملاقه دوم به سرش آخی گفت)
جین : مگههههه دستم بهتتتت نرسهههه چطور سرویس جدید لیوانم رو شکوندی ( نامی دور خونه فرار می‌کرد و از سلاح های جین جاخالی میداد سلاح هایی چون قابلمه و قاشق چنگال )
نامی: گوههه خوردمممم عزیزم نفس بکش
جین : هه...هه...( نفس نفس میزد و رو مبل نشست نامی هم کنارش رو مبل نشست) هیچی نگو
نامی : ببخشید چاگیا ( لبش رو روی لب جین می‌زاره و عاشقانه مک میزنه و هر لحظه بوسشون عمیق تر میشه و آخر های بوس جین هم همراهی می‌کنه نامی جین رو روی.مبل دراز میده )
نامی: اه...بیبی دلم برا بدنت هم تنگ شده بود
جین : هوم ( نامی عاشقانه دکمه های لباس جین رو باز می‌کنه و قفسه سینه جین رو می‌بوسه )
تهیونگ: اهم...اهمممم..اوهوممم...اععع...هممم
( با ورود غیر منتظره تهیونگ هردو سریع به حالت اول بر میگردن )
جین: به تو یاد ندادن در بزنی هااا پد سگگگگگگگگگگگگگ
نامی : اروم باش
تهیونگ: من.....ادامه دارد شرط لایک ۱۱ تا سه کامنت
دیدگاه ها (۳)

هه... دوباره گذاشتم لج باز تر از این حرفا هستم و اینکه فحش گ...

سعید والکور ( درخواستی)

قدر آدم های زندگیتو بدون قبل از اینکه دیر شه

ارباب مرگ پارت ۶.

در چنگ عشق

آلفا خوشتیپ من پارت سوم کوک : نمی خوام ولم کن ( با گریه ) ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط