{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درمشت تو من حبس شدم بی در و دیوار

درمشت تو من حبس شدم بی در و دیوار
دنیا قفسی ساخته از عشق تو انگار

شبها به غزل گفتن از عشق تو نشستم
تا صبح و سحر در پی چشمان تو بیدار



#عباس_عظیم_زاده
دیدگاه ها (۰)

اینجاهمین جا...نزدیک همین تنفس بی خواب..‌.تو را طوری نزدیک ب...

زین آرزو که با تو صبوحی توان زدن بر هم زدیم خواب خوش صبح‌گا...

چه #لذتے دارد #حواسے ڪه #پرتــــــ #تـو میشود ...#ریحانه_تحو...

هر زماناز پرواز در آسمانِ خیالم خستھ شدیفرود بیا در آغوشم .....

دو غزل نذر دو تا دیدهء زیبا کردم عاشق شعر شدم شور تماشا کردم...

با دیدن تو زندگیم زیر رو شد (پارت 3)(صبح شد) چاعان: گرفتم ...

دو غزل نذر دو تا دیدهء زیبا کردم عاشق شعر شدم شور تماشا کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط