{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سری هنرنمایی‌های هم‌نسلی‌هامون😂

از سری هنرنمایی‌های هم‌نسلی‌هامون😂

خدا نمیکرد مهمون هم برامون میومد دیگه برای خودشیرینی ولکن ماجرا نبودیم پاش میفتاد رو سقفم راه می‌رفتیم هر چقدم مادرمون چشم‌غره میرفت انگار نه انگار باید هنرمونو رو میکردیم
#نوستالژی
دیدگاه ها (۳)

می بینم که خاطراتتون زنده شد😅چه کتک ها که سر این سلاح سرد نخ...

جلد کتاب آموزش قرآن اول دبستان یادتونه، اون دختره کوچولو الا...

نصف دوران بچگیمون درگیر این بودیم که اون دور طلایی رو بتونیم...

زنگ آخر مدرسه دهه شصتیا 🤦‍♂😆#نوستالژی

my love part 45

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط