{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هارو موراام

هاروكى موراكامى :

وقتی چیزی مرا رنج میداد
در مورد آن با هیچ کس حرفی نمی‌زدم
خودم در موردش فکر می‌کردم
به نتیجه می‌رسیدم و به تنهایی عمل می‌کردم
نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم، نه
بلکه فکر می‌کردم که انسان‌ها در آخر باید
خودشان خودشان را نجات بدهند.
دیدگاه ها (۵)

مولانا :نگفتمت مرو آنجا که آشنات منمدر این سراب فنا چشمه حیا...

با دست بلورین تو پنجه نتوان کردرفتیم دعا گفته و دشنام شنیده ...

وقتی چیزی من رو رنج میداددر موردش با کسی حرفی نمیزدم . . .خو...

پارت (۳)فلش بک به صبح میا آماده شدم. صبحانه خوردم پدرم که مث...

داستان هودی!!#پارت_آخرنویسنده: ...مترجم و ویرایشگر: میتا با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط