{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زنی را میشناسم که

من زنی را میشناسم که
هم ظریف بود، هم #محکم،
هم تکیه گاه بود،
هم تکیه دادن به شانه های مردانه را #دوست داشت.
#زنی که سنگفرش های یک خیابان معمولی
با خیابان های پاریس برایش فرقی نمیکرد
و حال دلش با تابش #آفتاب و تماشای گیاه
و پرنده ها و #کتاب ها و موسیقی خوب میشد
#زندگی
#عشق
#عاشقانه
#عاشقانه_خاص
#متن
#خاطره
#داست_داشتنی
#فرشت
#ویسگون
دیدگاه ها (۱۰)

مشاهده کن، اما جذب آن نشو.عشق بورز، اما وابسته نباش.بخواه، ا...

اگر دشمنان ما، با اینهمه تجهیزات مدرن و لشکریان مجهز، باز هم...

آنکه بیشتر می داند رنج بیشتری می کشد#تنهایی عمیق تری را تجرب...

پس از سختی، آسانی است فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا إِنَّ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط