{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌کاش من و تو

‌کاش من و تو
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفس های کتاب خانه ای روستایی
گاهی تو را
گاهی مرا
تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان
به امانت می بردند


عباس_معروفی
دیدگاه ها (۱)

در شهری که" فاحشه" را "باکلاس" می نامند،،،و بی "غیرت" را "جن...

خودم جان ...مدت هاست نخندیده اید ...شعر نخوانده ایدموسیقی گو...

چون صاعـقه در کوره ی بی‌صبری‌ام امروزاز صبح که برخاسته ام، ا...

بعد تو روزی احتمالاً با مردِ دیگری ازدواج خواهم کرد...با هم ...

گاهی که نیستی، دلم تنگ می شودالوان دلخوشی، یکسره بی رنگ می ش...

آغوشِ تــــــــــو که باشد ....خواب دیگر بهانه ای برایِ خستـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط