گاهی دلم میخواهد
گاهی دلم میخواهد
یک نفر باشد ، یک دیوانه
یک دیوانه باشد که بغض داشته باشد
غم داشته باشد ، مانند من خسته از دنیا باشد ،
ترسیده باشد ، تنها مانده باشد ،
حس گند ظهر جمعه را فهمیده باشد
یک نفر که بیایید وروبرویم بایستد با لبهای آویزان
چشمهای سیاه مانند روزگار ،
زل بزند به من با چشمان آماده بارش ، چیزی نگویید
چیزی نگویم ، چیزی نخواهد ، چیزی نپرسم ،
بفهمد با سکوت هم میتوان سخن گفت ،
بیایید نزدیک ، خودش را بیاندازد در آغوشم ،
خودش را در بغلم گم کند ، بغضش بترکد
هق هق کند ، اشک بریزد ، کل زندگی را ناسزا بگویید ،
صورتش و لباسم را خیس کند ،
یک نفر که به من تکیه کند !
که آرام بگوید « نگران نباش من اینجا هستم »
یک نفر که آرام هم نشد ، نشد
فقط بداند که من آنجا هستم .
یک نفر باشد ، یک دیوانه
یک دیوانه باشد که بغض داشته باشد
غم داشته باشد ، مانند من خسته از دنیا باشد ،
ترسیده باشد ، تنها مانده باشد ،
حس گند ظهر جمعه را فهمیده باشد
یک نفر که بیایید وروبرویم بایستد با لبهای آویزان
چشمهای سیاه مانند روزگار ،
زل بزند به من با چشمان آماده بارش ، چیزی نگویید
چیزی نگویم ، چیزی نخواهد ، چیزی نپرسم ،
بفهمد با سکوت هم میتوان سخن گفت ،
بیایید نزدیک ، خودش را بیاندازد در آغوشم ،
خودش را در بغلم گم کند ، بغضش بترکد
هق هق کند ، اشک بریزد ، کل زندگی را ناسزا بگویید ،
صورتش و لباسم را خیس کند ،
یک نفر که به من تکیه کند !
که آرام بگوید « نگران نباش من اینجا هستم »
یک نفر که آرام هم نشد ، نشد
فقط بداند که من آنجا هستم .
- ۳۰۱
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط