لبخند تو مانند عسل بود همیشه

لبخند تو مانند عسل بود همیشه
ابروی تو مضمون غزل بود همیشه

هر مردمک چشم تو در قرنیه ی خویش
سیّاره ی زیبای زحل بود همیشه

موهای حنایی ِ پریشان شدهِ در باد
یادآور طغیان جَمَل بود همیشه

در منظره ی لرزشِ لبخندِ تو اما...
انگار لبت روی گسل بود همیشه

جبری است تماشای تو هربار اگر چه
این نکته پر از بحث و جدل بود همیشه

شاعر که دلش را به تو می داد ندانست
دل بردنِ تو حدّ ِاَقل بود همیشه

رفتی تو ولی پشت سرت زمزمه ای بود:
یک زن همه جا مردِ عمل بود همیشه

من هرچه دویدم به تو هرگز نرسیدم
دستان تو در دست اَجل بود همیشه
دیدگاه ها (۹)

سناریو : وسوسه ی دارچینی

لبخند تو مانند عسل بود همیشهابروی تو مضمون غزل بود همیشههر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط