{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز صبح

یه روز صبح

از خواب بلند میشی و متوجه میشی

هیچ حسی به گذشته و آدمهای گذشته نداری.

دیگه میتونی واسه همشون آروزی خوشبختی کنی.

یک جور  رهایی و بی احساسی کامل.

از اون به بعد با کسی جر و بحث نمی کنی

و

از همه چیز ساده می گذری.

مردم بهش میگن قوی شدن

اما

من میگم سـِر شدگی !
دیدگاه ها (۳)

میخوای بیا...میخوای نیا....هرجورراحتی:)

مــیگویند بـخوابتـا در خـواب او را بــبینی..اخـر بـی او..مـن...

ترکت کرده ؛شبها به یادش گریه میکنی ؟ناراحت نباش ؛یه روز تو ت...

●کـِسـ ــی که تـ ــوحـرفـ ـاش ❢●زیادمیگــ ــه ❢●بیخیالــ ـــ...

ترس شیرین pt 15 هانا بیخیال بحث کردن با مرد نفهم روبه روش شد...

لته عشق pt 8سه نفر روی مبل نشسته بودن با فکر های بهم ریخته ا...

وقتی مافیاست و اجباری باهاش ازدواج کردیم و اون دوسمون داره م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط