{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سری که خاک رهت نیست سر نباید گفت

سری که خاک رهت نیست سر نباید گفت
جگر که داغ ندارد جگر نباید گفت

اگر بناست که تا خیمه‎ات مرا نبر
پر شکسته‎ی ما را که پر نباید گفت

میان عشق و جنون بعد راه بسیار است
به راحتی به کسی در به در نباید گفت

گدای کوی که بودن مهم‎ترین اصل است
گدای غیر تو را مفتخر نباید گفت

تمام خیر در این اشک و ناله‎ی سحری‎ست
سحر که خیر ندارد سحر نباید گفت

اشاره با تو، سر را سپردنش با من
تو امر کنی که، ولی یا اگر نباید گفت

به دار هم بروم دل نمی‎کنم از تو
سخن در هجر ازین بیشتر نباید گفت

زمان مرگ اگر به پای بسترش برسی به محتضر که دگر محتضر نباید گفت

رسیده فاطمیه روضه‎ها به پا شده، پس
به غیر روضه‎ی زهرا و در نباید گفت
دیدگاه ها (۲)

ماییم و نفس داشتن امّا نکشیدن بالای سر مرده مسیحا نکشیدنبی‎ع...

.

دوستان این وبلاگ رو حتما ببینید 3shanbeh.womenhc.com/

میان باید و شاید همیشه درگیر است کسی که پایِ دلش در حصارِ ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط