{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشـم هایش خود خوشبخـتی بود

چشـم هایش خود خوشبخـتی بود

و من فهمیـدم هنوز هم میشـود ؛

در چشمـان کسی زندگـی کرد . . .
دیدگاه ها (۲۶)

شب میشڪــافدلبخند میشڪــفدزمین بیدار میــشود.صبح از سفالِ آس...

گــــاهی یک مردبهانہ دلخـوشی یک زن میشود ویک زن بــــانی خوش...

مهربانی زبـــــــانی ست که هر ناشنــــــوایی میشنود و هر ناب...

✵💖 ✵الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ ✵💖 ✵ ✵💖 ✵وَآلِ مُحَمَ...

یک درختقبل از اینکه شاخه هایشزیبایی نور را لمس کندریشه هایش ...

پارت ۱۸کاکاشی سریع سرش را بالا اورد تا نگاه کند، اوبیتو بود!...

نیلوفر من نیلوفر من سفید است.نمیدانست سهمش از دنیا مرداب است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط