{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌱🍒گفتم اِی جان

🌱🍒گفتم اِی جان
شدم از نرگسِ مستِ تو خراب
گفت در شهر کسی نیست
زِ دستم هُشیار


گر کُشم زار و اگر زنده کنم من دانم
در رَه عشق، تو را
با من و با خویش چه‌کار ...🌱🍒


#عطار_نیشابوری
دیدگاه ها (۰)

🍒🌱هرچه به جُز خیال او؛        قصد حَریم دِل کنددر نگشایمش به...

🌱🍒بیهوده چه می‌بندم، در مستی و هشیاریزنجیر نگاهم را، بر ساعت...

🍒🌱روزها راه میرمپیاده.!به امید " رسیدن "به مقصد.!ولی انگارمق...

🌱🍒پرنده‌ها هم پر گرفتند، رفتند.‏سخت نگير!طبيعت‌شان همين‌ست.🌱...

🌱🍒شهر بر من تنگ شد، آهنگ صحرا می‌کنم  روی صحرا را ز اشک خویش...

#شعر_معاصر ✨محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفتمست گفت: ای ...

عارفان مردند و تو عارف شدی! | عرفان این قدر کشکی بوده!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط