{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏دستم از تنگیِ دل

‏دستم از تنگیِ دل
وقف گریبان شده است
یاد آن روز که در گردن جانانم بود
دیدگاه ها (۱)

نیستی پنجره‌ها تر شده استوزن باران دو برابر شده استr

وای بر احوال ان ماهکه فانوس به لبخندیبرده دل دریایش را

این‌گونه که تو عشق می‌پراکنیبعید است از خاک آفریده شده باشی!...

‏چه خاکی بر سرم شده که از قافله ی عشق جا مانده ام ؟استاد گفت...

یاد آن روز بخیر این همه دیوار نبود...

همان صحنه، همان حس، همان حضوریاد آن روزها در دل من، دوباره ش...

🌱🍒گفت: از دستم چہ ڪار آید؟بگو تا آن ڪنمحرف دستش چون میان آمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط