{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏دستم از تنگیِ دل

‏دستم از تنگیِ دل
وقف گریبان شده است
یاد آن روز که در گردن جانانم بود
دیدگاه ها (۱)

نیستی پنجره‌ها تر شده استوزن باران دو برابر شده استr

وای بر احوال ان ماهکه فانوس به لبخندیبرده دل دریایش را

این‌گونه که تو عشق می‌پراکنیبعید است از خاک آفریده شده باشی!...

‏چه خاکی بر سرم شده که از قافله ی عشق جا مانده ام ؟استاد گفت...

مردی ان نیست ک هر روز دلی را ببری مردی ان است که یک دل ببری ...

شست باران همه کوچه خیابان ها را

چهل روز گذشت ولی داغ دل ما هنوز تازه است چهل روز کم است ‌......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط