{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من عاشق یک مافیا شدم

من عاشق یک مافیا شدم

Part 1

ویو ات

صبح ساعت ۸ از خواب پاشدم سریع یه دوش گرفتممو لباس درست کردم.

حاظر که از اتاقم زدم بیرون که بابامو دیدم توی پذیرایی خوابش برده بود... دورشم کلی شیشه مشروب بود.
خونه رو بوی گند برداشته بود

ات:خدا بگم چیکارت کنه

جلوی در میره منتظرم بود... میره دوست دورانه بچگیم بود

.همسن خودم بود ینی ۲۲ سالش....
می ره :میره کجا موندی تو پس

ات: بابا خب خواب موندم

می ره: باشه باشه بیا بریم

رفتیم ایستگاه اتوبوس... بعد از چندمین اتوبوس اومد... سوارش شدیم...

می ره :چیه چرا باز اخمات توهمه؟

ات:هیچی

می ره :ات دروغ نگو چیشده

ات:چی میخاستی بشه دوباره بابام

می ره :باز چیکار کرده؟

ات: من ک دیشب زود خابیدم نفهمیدم ک کی اومده خونه...
صبح ک از تو اتاقم اومدم بیرون
دیدم توی پذیرایی خابش برده دورشم پراز شیشه مشروبه

میره: ای خدا بازم

ات:ارع بازم... من دارم مث چی جون میکنم که بتونم بدهی های قمارشو بدم
بعد اقا اصن عين خيالش نیست که بدهکاره!!
به خاطر همین کاراش مامانمم به کشتن داد دیگه!!
حالا انگار نوبته منه

می ره :زر نزن!! این چ حرفیه

ات:خب والا دیگه میدونه ک بدهکاره ولی بازم
میره قمار بازى ميكنه...هي بدهى رو بدهی... ديوونه شدم اصن از دستش

میره: ولش کن خواهرم بهش اهمیت نده...
اتوبوس وایساد ماهم پیاده شدیم رفتیم داخل کافه ای که کار میکردیم...
رفتيم لباسامونو عوض كرديمو برگشتیم سرکار...

میره: راستی تو دستت زخمه من زمینو طی میکشم

ات: ن بابا نميخاد خودم انجام میدم

میره : احمق کف دستت زخم شده بخیه زدن برات چجوری میخایی طی بکشی؟!
ات: خوب باشه بابا باشه
میره: طی آورد و شروع کرد زمینو طی کشیدن...
منم رفتم دستمال آوردم و با اون یکی دستم میزارو تمیز کردم

خوشگلااا...
اگر خوشتون اومد بگید ادامه بدم اگر نه هم ادامه نمیدیم
راستی میره همون می ره هستش یعنی
میره =می ره
نظرتون خیلی برام مهمه 🎀🍓🎀

شرط هم ۱۰ کامنت و ۱۰ تا لایک چون نظر هاتون مهمه کامنت زیاده
دیدگاه ها (۰)

بزودی...... تعداد پارت :نامعلوم ولی زیاد شخصیت ها:.. ات،کوک ...

خوشگلا فالوشههه@jeonss

🪽Angel of salvation 🪽 Part ⁴⁸رفتم گوشیمو برداشتم و به صفحش ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط