{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ندانی توبا روزگارم چه کردی

ندانی توبا روزگارم چه کردی
به شام ودل بیقرارم چه کردی
بیا بین سرای پراز حسرت من
تو باحسرت پرشرارم چه کردی
به بادم سپردی پس ازرفتن خود
تو با رفتن و انتظارم چه کردی
نشستم به بزمت شرابی بنوشم
تو باحس وحال خمارم چه کردی
به راهت نشینم پس ازعمررفته
تو با بزم تلخ قمارم چه کردی
غمی خفته دارم به چشم سیاهت
توبا چشم مست نگارم چه کردی
من وخاطرات تو و چند ستاره
تو با ماه شام و فکارم چه کردی
به عشق حضورت سرودم زمویت
تو با این سرود نزارم چه کردی
دریغا ندانی چه آمد به روزم
بیا بین که با روزگارم چه کردی
دیدگاه ها (۳۰)

تورا باچشم دل دیدن چه خوب است برایت تک گلی چیدن چه خوب است ب...

من باشم و تو باشی و باران، چه دیدنی ستبی چتــــر، حسّ پرسه ز...

چهره ایی آرام و قلبی مثل طوفان داشتم در فراق تو لبی مست و غز...

هر چند کــه اندیشه کنم ﺧﻮﯾﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢبختــم نگُـــــذارد نفسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط