{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"فقـــط پیشرفتـــ کـــن"

"فقـــط پیشرفتـــ کـــن"

حکیم ژاپنی در صحرایی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود .مردی به او نزدیک شد و گفت مرا به شاگردی بپذیر!
حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت :کوتاهش کن.

مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.
حکیم گفت برو یک سال بعد بیا.

یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت کوتاهش کن .مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.
حکیم نپذیرفت و گفت برو یک سال بعد بیا!

◀️سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند .مرد این بار گفت :نمی دانم و خواهش کرد پاسخ را بگوید.
حکیم خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت حالا کوتاه شد.

این حکایت فرهنگ ژاپنی ها را نشان می دهد .نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست .با رشد و پیشرفت دیگران شکست می خورند .به دیگران کار نداشته باش کار خودت را بکن
دیدگاه ها (۱)

چگونه ؟ به طرف مقابل بگوییم رفتار او باعث ناراح...

ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻧﻘﻀﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ.ﻧﻔﺴﯽ ﻋﻤﯿﻖ ﺑﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﯿ...

زندگی کردن، انتخاب کردن است؛اما برای انتخاب درست و خوب شما ب...

من تکه ای از پازل خداوندم…بی هدف آفریده نشده ام که بی هدف زن...

زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام) پارت 15

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۲۸جدي و خشن گفت نه. زل زدم به...

#تک‌_پارتی | یونگی . ات 🖤ساعت از دو نصفه‌شب گذشته بود. یونگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط