{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟
پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم
تنهاییت برای من …

غصه هایت برای من …

همه بغضها و اشکهایت برای من ..
بخند برایم بخند
آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را…

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده
دیدگاه ها (۱)

سالهای پیش همیشه فکرمیکردم که عشق انقدرارزش داردکه مجنون برا...

عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار عشق یعنی...

…تو آخر خوب قصه هائی و یه رویای قشنگ تو یه فرشته نجات توی کا...

بعداز آن دعوت زیبا به ملاقات خودت من چه حالی بودم! خبر دعو...

عاشقانه های شبنم

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

دامن خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط