{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه شب

نگاه شب
سکوت خلوت کوچه
نجوای موزون آتش
در رنگدانه های بی نظیر خشم
رسوائی بی تردید حنجره
به گاه فریاد
غوطه خوردن در ژرفای بی کسی
فرو رفتن در اقیانوس وحشت
و از جگر فریاد کشیدن
زیر آب
ناله و نعره و نجوا
در گودی عمیق چاه
و رسیدن به نقطه ی تنهائی
بلعیدن یکباره ی بغض
بی حضور سایه ای
و بر آوردن آن در سرازیر خشک گونه ها
که گفتنی ها کم نیست
آه ای سکوت
ای پژواک رسوای تنهائی
ای زبانه های آتش ِ گستاخ فریاد
نا گفته های پردرد
ترسیم بغض آلود رسوائی
آه ای سکوت
ای آهنگ بیداری
آرامشی در دل طوفان
نعره های در خشم نهان
آه ای سکوت
ای نوای مسبوط گرد اندود چهار ضرب
در ضربان خونریز تپش
از سنفونی تازیانه
وآهنگ درد
آه ای سکوت
ای نا گفته های شنیدنی
گوش های منتظر در حسرت کلامی از آغازند

#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

ببار بارانکه از یاران بجز درد و بلا چیزی نمی باردببار بارانک...

از عدم هست شدم بر زندگی پیچیدم ظلمت حادثه را، ابر شدم ، بار...

آندم که مجنون از عطش با دست گریبان پاره کردوقتی خدا چشم ت...

وادی شعر دیار فرزانگی استرسالتش رسالت عاشقی استشعر مرا دوبار...

قوانین عنصر های من چیست!

⁨نبودنت را هیچ‌ چیزی جبران نمی‌کند آقا جان… 💔هنوز هم عبارت ت...

سایه‌های کلاغپارت یازدهم | زخمی که هنوز خونریزی می‌کندنوک اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط