تنها امیدی که ناامیده*امید من دوباره ته کشیده*لحظه به لحظ
تنها امیدی که ناامیده*امید من دوباره ته کشیده*لحظه به لحظه فکر ناامیدی ایت لحظات امنونم روبریده*اون که میگفت بادستای دل من از قفس بی کسی آزاد شد*چی شد که باگریه ی من شاد شد*با شبنم اشک من آباد شد*ازوقتی رفت یه روز خوش ندیدم*خواستم دلم یه گوشه ای بمیره*خسته شدم چه انتظارسختی یکی بیاد جون منو بگیره*قلب من از تپیدنش خسته شد*نبضم با ضربه های معکوس مرد*قلب من از خستگی خوابش گرفت*این دل مایوس وناامید مرد*
- ۱.۱k
- ۲۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط