کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

📘کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

✍معرفی کتاب
عشق می‌تواند مـا را به دوزخ یا بهشت ببرد اما
مـا را همیشه بـه جایی کـه باید می‌رساند عشق
مـیـان دو شخصیت اصلی داستان زندگی آن‌ها
را به راهی مبدل می‌کند که به خدا می‌رسند ...

✍🏻 نویسنده:#پائولو کوئلیو

📚
دیدگاه ها (۰)

لطفا بیشتر مراقب حرفایی که می‌زنید باشید.ویران شدن، تنها برا...

کار به جایی رسیده کهانگار صِرف زنده بودن خجالت دارد تا چه رس...

📘آتش بدون دود ✍معرفی کتاب ما، در هیچ حال، قلب‌هـایمان خـالی ...

این قلب ترک خورده ی من بند به مو بودمن عاشق او بودم و او عاش...

#پیرمرد ی تمام عمرش را بین #بازار و #کوچه سر می کردهرکسی بار...

دیدار با گذشته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط