{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقخونشیابدنش

#عاشق_خونش_یا_بدنش؟
#پارت۲

از زبون ات
فیلکس کمی لرزید و افتاد روی زمین
هیونجین وقتی فهمید فیلکس ترسیده از این زمان استفاده کرد
هیونجین: چی شد ترسیدی
هیونجین به فیلکس نزدیک تر شد ،لبخند ملیح زد تا دندون های نیشش معلوم بشه
فیلکس رنگش پرید و دور تر شد
فیلکس: ت_تو چه جور خوناشامی هستی که_
فیلکس حالش بد شد و از هوش رفت
هیونجین فیلکس رو بلند کرد و به صورت پریده فیلکس نگاه کرد
هیونجین : تو هم مثل همشونی...
__۲ ساعت بعد__
فیلکس به هوش اومد و اروم به اطراف نگاه کرد
هیونجین کنار فیلکس نشسته بود
هوینجین: بالاخره به هوش اومدی؟
فیلکس اروم رو به طرف هیونجین کرد
دوباره ترسید و خودش رو جمع کرد
هیونجین نفس عمیق و سنگین کشید
هیونجین: نیاز نیست بترسی بهت اسیب نمیزنم
فیلکس هنوز نمیتونست بهش اعتماد کنه ولی ترسش کمی ریخت
کمی سکوت ایجاد شد ولی بعد چند ثانیه سکوت رو فیلکس شکست
فیلکس: چرا بهم اسیب نمیرسونی
هیونجین کمی از حرف فیلکس تعجب کرد ولی خونسرد خودش رو نشون داد
هیونجین: چون تو با همه فرق داری


برای پارت بعدی ۱۵ لایک مرسیی
(^з^)-☆
دیدگاه ها (۷)

خب راستش..

هیونگ های ستری کیدز باشد؟😔✨️

الکی رولم رو هان نکردمم

برای راحتی شوهراشون ورزش میکنن

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت۵<فردا صبح>*فیلکس از خواب بلند شده بو...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت۸(فیلکس)بدنم میلرزید.+هی...هیون..هیون...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ۷(فیلکس+ هبونجین_)هیونجین داشت دوش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط