{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گویی از تقدیر تلخم باخبر بودم ز پیش

گویی از تقدیر تلخم باخبر بودم ز پیش

مادرم می‌گفت من مشکل بدنیا آمدم!!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۰)

گویی از تقدیر تلخم باخبر بودم ز پیشمادرم می‌گفت من مشکل بدنی...

عشق خود را تا کجا از خویش پنهان می‌کنیم،!؟من که می‌میرم... ت...

عاشق بیچاره از معشوقه ات خون شد دلت؟!نوش جانت، دنده ات نرم، ...

عاشق بیچاره از معشوقه ات خون شد دلت؟!نوش جانت، دنده ات نرم، ...

اگر دانستمی کوی‌ات،به سر می‌آمدم سوی‌اتخوشا گر بودمی آگه ز ر...

💢 روایت تلخ پسری که پدرش نابیناها را مسخره می‌کرد؛ پدرم نابی...

آدم مدت کوتاهی جوان هست ولی مدت طولانی‌ پیر مادرم این را می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط