{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم که

خواستم که
بُغض را خجل کنم
خنده را به گریه متصل کنم
واژه را دوباره مشتعل کنم
خواستم که با تو دَرد دل کنم
گریه ام ولی امان نداد ...
دیدگاه ها (۶)

داشتم از دست میرفتم اومدی تو سرنوشتم،حالا با عشق تو دنیا دیگ...

نامه ای با اشک چشمانم نوشتم ، خوانده ای؟من هنوزم یاد تو هستم...

دردلم عشق تومی ماند و من می میرمعاقبت از غم تو ره به جنون م...

اینها هم همان آتش نشان هایی بودن که در خاموش کردن پتروشیمی ب...

«بلدم خنده کنم،گریه کنم،ناز کنمبلدی دلببری،دل بدهی،جانزنی؟»

دردی کهنه ۱۵ سال گذشت دوباره این زخم کهنه را برایم‌زنده کردی...

~سناریو~#درخواستیوقتی اعصابشونو خورد میکنی و دعوات میکنن و ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط