{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم با خودم میگفتم

بچه که بودم با خودم میگفتم
چرا بعضی ها پیشانیشان پینه بسته
ولی پدرم دست هایش پینه بسته است
بزرگتر که شدم فهمیدم ؛
پدرم با دست هایش نماز میخواند
دیدگاه ها (۱)

اگر قدر آزادی را ندانید، کسی پیدا می‌شود با وعده نان و مسکن ...

#داستان_کوتاهنابینا؛مگر شرط نکردیم از گیلاس های این سبد،یکی ...

چه بهشتی که شود قیمت ویرانی ماچه ثوابی که فقط در ره ماتم باش...

مقایسه معنی ماه های پارسی با عربی .کاملا مشخصه فقر فرهنگی در...

یونتانننن😭بچه ها چند وقت پیش یه سگی رو دیدم خیلی شبیه یونتان...

قیافه شم مشخصهفقط خاهشا بعدش با گفتنه دوتا جمله مست بودم حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط