{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مثل رویا بودی

تو مثل رویا بودی
که شبی
در من نقش بستی
و به صبح نرسیده تمام شدی
یادت را در دستانم قفل می کنم
و چشم به پنجره‌ی تلخ
خاطرات شیرین دوخته ام
دیگر نه زمان با من راه می آید
و نه زمین مرا به تو می رساند
و باد
باد سرگردان
هر روز از تو نشانی می آورد و می رود
مثل عطر تنت
که همه مرا تسخیر کرده است
دلم تنگ است
و دلتنگی کلمه نمی خواهد...
دیدگاه ها (۱)

مرگبار زیبا

ᴘᴀʀᴛ44۱۵ سال دروغتالار در سکوتی مرگبار فرو می‌رود و من بوی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط