{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#p۴۴:

#p۴۴:
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره

خوراکی هارو خوردن و ساعت نزدیک به شش عصر بود
خانم جئون: بنظرم وقت اینه چادر بزنیم
اقای جئون: اره، جونگ سانگ و جونگ کوک و تهیونگ برید چادر هارو بیارید
(چادر هارو اوردن)

اقای کیم: سه تا چادر هست، یکیش برای خانواده من، یکیش برای خانواده جئون، و یکیص برای جونگ کوک و ا/ت
(همه موافقت کردن)


(فلش بک به موقع خواب)
_: گوشیم نیست
♡: خب به ک... نه نه، خب بگرد ببین کجاست
_: 🙄هم مونده بود تو راهنماییم کنی، خب میگم که نیست
♡: اون گوشیه که اونجا افتاده نیست؟
_: عه چرا خودشه، یه بار عقلت به کار اومد
♡: 👍🏻همین تا ته....
نیلو: عه عه عه، تهیونگ نمیخوای چیزی به اینا بگی؟!
تهیونگ: عهههههععع
نیلو: همین؟!، عههههه؟
تهیونگ: خواهر عزیزم خودت میدونی الان موقعه خوابه، سنسورای مغزم درست کار نمیکنع
(دیالوگ پایتخت😁☝️)
خانم کیم: لطفا همه بخوابید ارامشمون رو بهم زدید
(همه ساکت شدن)
♡: هی جونگکوک
_: هوم؟
♡: چشم بند من کنار توعه، بدش
_: بیگیر
♡: تنکیو
_؟👍


(فلش بک به صبح)
خانم جئون: خب بیدار شید صبحونه رو بخوریم و بریم، هی با شما دوتام، بیدار شید دیگه
تهیونگ: خانم جئون حرص نخور اون دوتا بیدار بشو نیستن
نیلو: اولین باره ا/ت انقدر میخواب
جونگ سانگ: جونگ کوک هم همینطور
دیدگاه ها (۲)

#p۴۳:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارهخانم جئون: نزدیک غروب ...

#p۴۲ :اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارهآقای جئون: خب بیاید د...

#p۴۲ :اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارهآقای جئون: خب بیاید د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط