{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت جدیدترخلاقیت

پارت جدیدتر(خلاقیت👍😅)
ویو کورو
من یه احمقم چرا این حرفا رو زدم. سمتش رفتم و بغلش کردم و لباش رو میبوسیدم ....ریکا؟...بره گم شه بابا اه من عاشق چی اون جن*ده شدم؟ بره بمیره تا وقتی ا/ت رو میتونم نگه دارم چه نیازی به اون دارم.
نفس کم آوردیم و از هم جدا شدیم و پیشونیم رو به پیشونیش چسبوندم
من: خیلی بهت فشار آوردم نه؟
ا/ت: آره....خیلی
گونش رو بوسیدم
من: دوستت دارم
ا/ت: ولی من ازت متنفرم
من: اشکالی نداره بگو...ادامه بده
ا/ت: حالم ازت بهم میخوره
من: باید هم بخوره
ا/ت: تو یه آشغال عوضیی
من: مطمئن باش
ا/ت: کاش هیچ وقت وجود نداشتی
من: آرزوی منم همینه
ا/ت: تو خیلی بهم آسیب زدی
من: میدونم
ا/ت: ولی با این وجود من.....باز هم دوست دارم....دشمن رو اعصاب من
من: منم همینطور دشمن کوچولوی من
ا/ت: هیچ وقت فکرش هم نمی کردم که قراره دوست دختر دشمنم باشم....و حالا مجبورم با همون هم ازدواج کنم...رو اعصابه
_______________________
شرمنده این خیلی کم بود
دیدگاه ها (۶)

محافظ و ارباب محافظ یه قاتل بودن کار عجیبیه وقتی خودش قاتله ...

ناگیییی#ناگی#قفل_آبی .....#انیمه #آهنگ #سناریو #هنتای #mbti

خب دوستان عزیز یه سه پارتی میزارم بین همینی که الان دارم میز...

کیلوا #کیلوا #هانتر_ایکس_هانتر.....#انیمه #آهنگ #سناریو #هنت...

ادامه پارت قبلیویو ا/تچرا اون دختره رو با خودش آوره؟من: ریکا...

پارت ۱۷ویو نویسنده همیگی داشتن راجب ازدواج حرف میزدن و کورو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط