هر روز صبح

هر روز صبح

بند کفش هایت را که می‌بندی

بند دلم پاره می شود

و تا شب که برگردی

دلم با کفش های تو

هزار راه می رود ..

#مهدی_صادقی
دیدگاه ها (۱)

صبح لبخند توستبخند که این صبحتو را کم دارد ..#مریم_پورقلی

صبح ها بیش تر از نور تو را می خواهم ..#معصومه_صابر

امروزصبح که از خواب برخاسته امچشمانمهوای ابری داردکاش بباردت...

ناگهان صبح می شود و تو می آیی با لبخند خورشیدبوسه های گرم تو...

گذشته هایت را ببخش ...زیرا آنان همچون کفش های کودکی اتنه تنه...

من می خواهم هر روز صبح با تو در کنارماز خواب بیدار شوم، هر ش...

حل می شود شکوهِ غزل در صدای توای هرچه هست و نیست در عالم فدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط