حالیمون بود نبود

حالیمون بود؟ نبود ...
به خودمون گفتیم همه چی درست میشه!
حالیمون نبود‌. فکر میکردیم میشه. هی اُفتادیم و هی پا شدیم. پامون زخم شد ، کبود شد ، شکست ، قطع شد. نمیدونَم چِجوری ، ولی بازم پا شدیم.
حالا دیگه هیچی ازَمون نمونده ، حالا که تیکه تیکه شدیم فهمیدیم نِمیشه و هیچوقت َقرار نیست بشه ...!
دیدگاه ها (۱)

دوست دارم برا یه بارم شده ببینمت شاید....این دم دمای عمرم با...

+آخرین گفته هاتو بگو....!+ آقای قاضی فقط خواستم کنارم باشه :...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۴۱

پارت ۶۴از اتاق رفتم بیرون رفتم تو آشپز خونه تا یکم غذا درست ...

🦋 wounded butterfly 🦋part 1۵تا سرم رو وصل کنه سریع لباسامو ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط