دوپارتی
#دوپارتی
○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●
_برو سرکارت(سرد و روبه بادیگارد)
بادیگارد رفت
کوک:بیبی میخوای کجا بری تو این هوا؟
ا.ت:خ...خ...خب....میخ...ا.....ستم برم.....قد..م بز.....نم
کوک:نترس کاریت ندارم ولی نمیزارم تو این هوا جایی بری(جدی)
ا.ت:کوکی توروخدا(مظلوم)
کوک:نه الانم بیا بریم تو(سرد)
ا.ت:عههه جونگکوکاااا تو هیچوقت نزاشتی برم تو بارون قدم بزنم پس الان بزار برم(بغض)
کوک:باشه باشه بغض نکن منم میام ولی حق نداری سرما بخوری وایسا برم لباس بپوشم بیام
ا.ت:مرسیییی
ویو کوک
بخاطر ا.ت رفتم لباسامو عوض کردم و یه کاپشن خیلی گرم هم برداشتم که اگه ا.ت سردش شد تنش کنه
کوک رفت پایین
کوک:بریم؟
ا.ت:بریممم
کوک:*به اینکه انقدر ا.ت کیوت شده خندش گرفت ولی جلو بادیگاردا قیافشو سرد نشون داد
خلاصه داستان(چون حال ندارم زیاد بنویسم)
کوک و ا.ت رفتن از ساعت ۸ تا ۱۱ شب قدم زدن بازی کردن گفتن خندیدن که آخرش وقتی رفتن خونه کوک تا ا.تو بغل کرد دید بدنش داغه و دیگه ا.ت مریض شد و کوک وقتی ا.ت خوب شد حسابی کر....
خب میدونم افتضاح شد به روم نیارین دوستون دارم بایی💕
○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●
_برو سرکارت(سرد و روبه بادیگارد)
بادیگارد رفت
کوک:بیبی میخوای کجا بری تو این هوا؟
ا.ت:خ...خ...خب....میخ...ا.....ستم برم.....قد..م بز.....نم
کوک:نترس کاریت ندارم ولی نمیزارم تو این هوا جایی بری(جدی)
ا.ت:کوکی توروخدا(مظلوم)
کوک:نه الانم بیا بریم تو(سرد)
ا.ت:عههه جونگکوکاااا تو هیچوقت نزاشتی برم تو بارون قدم بزنم پس الان بزار برم(بغض)
کوک:باشه باشه بغض نکن منم میام ولی حق نداری سرما بخوری وایسا برم لباس بپوشم بیام
ا.ت:مرسیییی
ویو کوک
بخاطر ا.ت رفتم لباسامو عوض کردم و یه کاپشن خیلی گرم هم برداشتم که اگه ا.ت سردش شد تنش کنه
کوک رفت پایین
کوک:بریم؟
ا.ت:بریممم
کوک:*به اینکه انقدر ا.ت کیوت شده خندش گرفت ولی جلو بادیگاردا قیافشو سرد نشون داد
خلاصه داستان(چون حال ندارم زیاد بنویسم)
کوک و ا.ت رفتن از ساعت ۸ تا ۱۱ شب قدم زدن بازی کردن گفتن خندیدن که آخرش وقتی رفتن خونه کوک تا ا.تو بغل کرد دید بدنش داغه و دیگه ا.ت مریض شد و کوک وقتی ا.ت خوب شد حسابی کر....
خب میدونم افتضاح شد به روم نیارین دوستون دارم بایی💕
- ۸.۱k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط