Scent of Danger | Introduction
Scent of Danger | Introduction
پارت معرفی
---
تهکوک | بوی خطر
ژانر: مافیا | جنایی | معمایی | درام | عاشقانه | هیجانی
کیم تهیونگ | ۲۶ ساله
رئیس جوان و قدرتمند یکی از بزرگترین خاندانهای مافیایی سئول.
آرام، سرد و غیرقابلپیشبینی. کسی که برای رسیدن به چیزی که میخواهد، معمولاً منتظر اجازهی کسی نمیماند.
تهیونگ سالهاست در دنیایی زندگی میکند که اعتماد کردن در آن میتواند به قیمت جان آدم تمام شود.
جئون جونگکوک | ۲۵ ساله
پسری با یک زندگی کاملاً معمولی که در یک کتابفروشی کوچک کار میکند.
شوخ، صمیمی و گاهی بیش از حد لجباز. اما پشت این ظاهر ساده، گذشتهای وجود دارد که خودش هم چیز زیادی از آن نمیداند.
یک شب، مسیر زندگی جونگکوک برای همیشه تغییر میکند.
تهیونگ او را پیدا میکند، درست زمانی که افراد یک خاندان قدرتمند دیگر هم به دنبال او هستند.
جونگکوک نمیداند چرا همه به دنبال او هستند.
تهیونگ نمیتواند دلیل واقعی محافظت از او را بگوید.
و هرچه جونگکوک بیشتر دربارهی گذشتهاش میفهمد، سؤالهای بیشتری به وجود میآید.
چرا خانوادهی هان دنبال جونگکوک هستند؟
پنج سال پیش چه اتفاقی افتاده بود؟
و مهمتر از همه...
تهیونگ واقعاً میخواهد از جونگکوک محافظت کند، یا خودش بخشی از همان خطری است که جونگکوک از آن فرار میکند؟
گاهی خطرناکترین آدم زندگیات، همان کسی است که قرار است از تو محافظت کند.
«بهش اعتماد نکن.»
«به کی؟»
«به کیم تهیونگ.»
هر حقیقتی که پنهان میکنی، دیر یا زود بوی خودش را به جا میگذارد.
پارت معرفی
---
تهکوک | بوی خطر
ژانر: مافیا | جنایی | معمایی | درام | عاشقانه | هیجانی
کیم تهیونگ | ۲۶ ساله
رئیس جوان و قدرتمند یکی از بزرگترین خاندانهای مافیایی سئول.
آرام، سرد و غیرقابلپیشبینی. کسی که برای رسیدن به چیزی که میخواهد، معمولاً منتظر اجازهی کسی نمیماند.
تهیونگ سالهاست در دنیایی زندگی میکند که اعتماد کردن در آن میتواند به قیمت جان آدم تمام شود.
جئون جونگکوک | ۲۵ ساله
پسری با یک زندگی کاملاً معمولی که در یک کتابفروشی کوچک کار میکند.
شوخ، صمیمی و گاهی بیش از حد لجباز. اما پشت این ظاهر ساده، گذشتهای وجود دارد که خودش هم چیز زیادی از آن نمیداند.
یک شب، مسیر زندگی جونگکوک برای همیشه تغییر میکند.
تهیونگ او را پیدا میکند، درست زمانی که افراد یک خاندان قدرتمند دیگر هم به دنبال او هستند.
جونگکوک نمیداند چرا همه به دنبال او هستند.
تهیونگ نمیتواند دلیل واقعی محافظت از او را بگوید.
و هرچه جونگکوک بیشتر دربارهی گذشتهاش میفهمد، سؤالهای بیشتری به وجود میآید.
چرا خانوادهی هان دنبال جونگکوک هستند؟
پنج سال پیش چه اتفاقی افتاده بود؟
و مهمتر از همه...
تهیونگ واقعاً میخواهد از جونگکوک محافظت کند، یا خودش بخشی از همان خطری است که جونگکوک از آن فرار میکند؟
گاهی خطرناکترین آدم زندگیات، همان کسی است که قرار است از تو محافظت کند.
«بهش اعتماد نکن.»
«به کی؟»
«به کیم تهیونگ.»
هر حقیقتی که پنهان میکنی، دیر یا زود بوی خودش را به جا میگذارد.
- ۴۸
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط